سكوت
گفتم که سکوت ... ! از چه رو لالی و کور ؟
فریاد بکش ،که زندگی رفت به گور
گفتا که خموش ! تا که زندانی زور
بهتر شنود ، ندای تاریخ ز دور
بستم ز سخن لب ، و فرا دادم گوش
دیدم که ز بیکران ،دردی خاموش
فریاد زمان ،رمیده در قلب سروش
کای ژنده بتن ، مردن کاشانه به دوش
بس بود هر آنچه زور بی مسلک پست
در دامن این تیره شب مرده پرست
با فقر سیاه.... طفل سرمایه ی مست
قلب نفس بیکستان ، کشت ... شکست
دل زنده کنید تا بمیرد نکام
این نظم سیاه و ... فقر در ظلمت شام
برسر نکشد ، خزیده از بام به بام
خون دل پا برهنگان ، جام به جام
نابود کنید . یأس را در دل خویش
کاین ظلمت دردگستر ، زار پریش
محکوم به مرگ جاودانی است ... بلی
شب خک بسر زند ، چو روز آید پیش
زنده یاد كارو
فکر غلط
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن
ماه به هم می ریزد !
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می شود از حافظه آب گرفت؟؟؟!!!!
دوست دارمت
به اندازه چای داغ شب های امتحان
دوست دارمت اما ....
اظطراب نمی گذارد
نه گرمایت را حس کنم
نه آرامشت را !!!!!!
به نام
ايران ، عشق ، آزادي
عشق را كنار تيرك راهبند تازيانه مي زنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
ابليس پيروز مست ، سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد *شاملو*

به اميد آزادي سرزمين اهوراييمان از دست جلاداني
كه
سه دهه است كه سرزمينمان را به گروگان گرفته اند
ايران سر بلند ، ايراني سرفراز ، پرچم زيباي سه رنگ شير و خورشيد نشان همواره در اهتزاز باد
بدرود و پاينده ايران


